فرق ازدواج موقت با زنا چیست؟

مگر خواندن یک صیغه چه تأثیری دارد؟ چرا زنا حرام اما صیغه حلال باشد؟ صیغه‌شدن هم یک نوع هرزگی و جندگی است!

اینها سؤالاتی است که ذهن بعضی‌ها رو به‌خودش مشغول کرده و چون پاسخ قانع‌کننده‌ای براش پیدا نکردن و تفاوت اساسی رابطه مشروع و نامشروع رو متوجه نشدن، بعضی از احکام دین رو مسخره کردن و به راه اشتباه خودشون ادامه دادن!

اگر این سؤال برای یک نفر غیرمسلمان پیش بیاید، یعنی کسی که اصل ازدواج و لزوم جاری‌شدن صیغه عقد را منکر است، پاسخش را در پست «ازدواج با زنا چه فرقی دارد؟» دادیم و نوشتیم که خواندن صیغه عقد با نخواندن آن چه تفاوتی ایجاد می‌کند.

اما بیشتر کسانی که این سؤال را می‌پرسند، مسلمان هستند و عقد دائمی را قبول دارند؛ اما تفکیک ازدواج موقت از زنا برایشان سخت است و این سؤال در گوشه ذهنشان جای گرفته که: چه فرقی دارد؟ هر دو هوس‌رانی است و باطل! چرا اولی مشروع و دومی نامشروع باشد؟

یا در ذهن برخی برعکس نشسته باشد، یعنی دل‌مشغولی‌شان این باشد که: در هر دو، طرفین نیازهای جنسی خود را برطرف می‌کنند، پس هر دو باید صحیح باشد، چرا دومی غیرقانونی است؟

در جواب به چند مطلب اشاره می‌کنم که غفلت از این‌ها باعث این پندار نادرست شده است:

  1. اولا باید دانست که ازدواج دائم و موقت، هر دو را خداوند برای ایجاد محرمیت بین زن و مرد نامحرم قرار داده است؛
  2. اما اینکه فلسفه جعل ازدواج موقت چیست و اساسا چرا خداوند ازدواج موقت را قرار داده است، در پست خودش مطرح شده است؛
  3. تفاوت‌های ازدواج دائم و موقت نیز در پست دیگری به‌صورت جداگانه بحث شده است؛
  4. اما چرا برای برخی افراد این ذهنیت ایجاد شده که ازدواج موقت یا همان صیغه و متعه نیز، نوعی شهوت‌رانی و هوس‌بازی است؟ علتش این است که ایشان با محتوا و شرایط عقد موقت و لوازم آن آشنایی کامل ندارند؛ لذا خیلی خلاصه به برخی نکات اشاره می‌کنم:
  5. ازدواج موقت راهکاری بسیار دقیق و مفید برای رفه نیازهای جنسی جامعه است، نه روشی برای ترویج تنوع‌طلبی و شهوت‌گرایی! واقعیت این است که برخی از مردان و زنان جامعه به هر دلیل (که در پست فلسفه جعل مطرح شد) از طریق همسر دائمی نمی‌توانند نیاز جنسی خود را ارضا کنند، پس طبیعی است که دین کاملِ اسلام، فکری برای این دسته افراد نیز اندیشیده باشد تا این نیاز مهم و ضروری‌شان برطرف شود؛
  6. اسلام برای جلوگیری از فحشا و هرزگی برای عقد موقت قوانینی قرار داده، مانند اینکه دختر باکره حتما باید با اجازه پدر ازدواج کند، به‌خلاف زنا که متأسفانه دختران حتی در دوران تحصیل خود بدون اطلاع والدین، و بدون آگاهی از عواقب زیان‌باری که انتظارشان را می‌کشد، گول خورده و تن به روابط نامشروع می‌دهند؛
  7. یکی از تفاوت‌های اساسی ازدواج موقت با زنا و روابط نامشروع این است: خانمی که به عقد موقت آقایی در می‌آید، در صورتی که دخول (از جلو یا پشت) صورت بگیرد، پس از نامحرم‌شدن، می‌بایست همانند ازدواج دائم عده نگه دارد؛
  8. شاید بپرسید: در فرضی که دخول صورت نگیرد و دختر و پسر فقط ملاعبه داشته باشند، عده‌نگه‌داشتن لازم نیست و آن خانم می‌تواند بلافاصله با مرد دیگری محرم شود! پس چه فرقی با زنا کرد؟
  9. پاسخ: بعضی از امور تعبدی هستند و ما انسان‌ها به‌مقتضای روحیه تسلیم نسبت به دستورات الهی آنها را می‌پذیریم، این خود بحث مفصلی است که برای آگاهی از ظرافت‌هایش حتما به اینجا مراجعه کنید سپس برگردید… خلاصه مطلب اینکه وقتی من خودم را مسلمان دانستم و فهمیدم که خدای من لذت‌بردن جنسی را در این فرض حلال و در آن فرض حرام می‌داند، هنگام رابطه جنسی‌اش احساس گناه ندارد، بلکه خداوند یک محبت ویژه بین آن دو قرار می‌دهد تا پس از ارضای جنسی، به آرامش جسمی و روحی برسند، به‌خلاف روابط نامشروع که دختر و پسر اگر برای مرتبه هزارم هم مرتکب زنا شوند، بازهم در درون، خود را مجرم می‌دانند و به آرامش روحی نخواهند رسید؛
  10. ادامه دارد…

آیا به پاسختان رسیدید؟

مخاطب ارجمند، تقاضای من از شما این هست که: اگه قانع نشدید و هنوز هم سؤالی در ذهنتون باقی مونده، از طریق دیدگاه‌های همین پست بپرسید، تا پاسخ داده بشه و به مطالب پیشین ضمیمه بشه. شاید سؤال شما توی ذهن برخی دیگر از عزیزان نیز وجود داشته باشه.

اگه نکته‌ای تو ذهنتون هست که توی این پست نیست، می‌تونین به‌نام خودتون در تکمیل این نوشته به اتاق‌خواب کمک کنین.

نوشته‌های هم‌سو

پاسخ دهید