@ آسیب‌های دختران مجرد و اشتباهات در انتخاب شوهر

به‌زودی این سایت تعطیل و بیشتر محتویات آن به بخش کانون مهرورزی سایت درر منتقل خواهد شد.

دختران جوان!

اگر دختر مجرد در سنّ ازدواج هستید، حتما این متن را بخوانند تا با درآمدن از چاله، به چاه نیافتید.

فشارهایی که یک دختر مجرد را در بر می‌گیرد و آسیب‌هایی که او را تهدید می‌کند

کرامت و حجب و حیای دختر اقتضا می‌کند که او خودش را عرضه نکند؛ بلکه خواستگاری از طرف پسر صورت بگیرد، گرچه در مواردی که خانواده دختر مورد مناسبی سراغ داشته باشند، می‌توانند شخصی را واسطه کنند که دخترشان را به او معرفی کند تا به خواستگاری بیاید.

گاهی اوقات دختران تحت فشارهای جسمی و روحی قرار گرفته که باعث مبتلاشدن به یکسری مشکلات می‌شوند، از هرزگی و تن‌فروشی گرفته تا عجله در انتخاب همسر. بحث فعلی ما مربوط به همین قسم آخر است.

فشارها

  • فکر و خیال بی‌شوهر بودن

خیلی از دخترها تا وقتی که سن کمتری داشته و خواستگار بیشتری دارند، ناز می‌آورند و چیزهای مختلفی مثل تصمیم به ادامه‌تحصیل و رسیدن به شغل مناسب و… را بهانه کرده و حاضر نیستند زیر بار شوهرکردن بروند؛ اما وقتی پا به سنّ می‌گذارند و مشتری خود را از دست می‌دهند، مسأله خواستگار خوب می‌شود خواب شب و فکر و خیال روزشان!

البته گفتم خیلی‌ها؛ چون بعضی هم اهل ناز نیستند ولی دست تقدیر خواستگاران خوبی را به در خانه‌شان نفرستاده. خلاصه چه دسته اول چه دسته دوم را سرزنش نباید کرد، باید دنبال راهکار بود.

  • زخم‌زبان بی‌شوهری

زخم زبان. چشم زخمبرخی خانم‌ها گویا زبانشان دست خودشان نیست، تا ببینند سن دختری از حدّ معمول بالاتر رفته و هنوز شوهر نکرده، لب به تمسخر باز کرده و با نیش و کنایه، گاهی هم با صراحت او را به باقی‌ماندن در دبه و ترشیدن دعوت می‌کنند!

غافل از اینکه یک متلک و زخم زبانی که می‌زنند چه اثرات زیان‌بار و آسیب‌آفرینی در فکر و ذهن او ایجاد می‌کند. ممکن است در ظاهر بخندد یا برای اینکه کم نیاورد او نیز چند کلمه رویش بگذارد و بگذرد؛ اما قطعا گونه‌های او را در خلوت‌هایش از اشک چشمانش شور خواهد کرد.

و از این بدتر، زمانی است که دختر مبتلا به یک بیماری خاص هم باشد.

او مبتلا به سرطان سینه بود و شیمی‌درمانی موهای سر و ابرو و مژه‌هایش را ریخته بود و در چندمین عمل جراحی، مقداری از سینه‌اش را نیز برداشته بودند، داروهای شیمیایی یک کلیه‌اش را نیز تقریبا از کار انداخته بود! و…

اما دردناک‌تر از همه برایش این بود که خانم همسایه به او گفته بود: «خوب شد با آن خواستگارت ازدواج نکردی و او را هم بدبخت نکردی»! داستان کامل

خدایا به ما شعور عنایت بفرما. :)

  • فشارهای عاطفی

یکی دیگر از مشکلاتی که بر گرد دختران مجرد حلقه زده، فشارهای عاطفی است. او دوست دارد یک نفر او را به‌خوبی درک کند، به حرف‌هایش گوش بدهد، قربان‌صدقه او برود، از او تعریف کند، در برابر خلاقیت‌هایش تشویقش نماید و…

  • فشارهای جنسی

طبیعی است که علاوه بر مشکلاتی که گفته شد، فشار جنسی نیز او را احاطه می‌کند؛ اما خیلی‌ها فشار جنسی را منحصر به پسرها می‌انگارند و گویا دختران عاری از غریزه جنسی آفریده شده‌اند!

آسیب‌ها

  • خودارضایی

اگر دختری از ناحیه نیاز جنسی تحت فشار باشد و از طریق شرعی این نیازش برآورده نشود چه می‌کند؟

حداقل آسیب و انحراف جنسی که به آن مبتلا می‌شود این خواهد بود که مبتلا به استشها شده و با دست یا اشیای خارجی نیاز جنسی خود را تأمین می‌کند. که در جای خود درباره اثرات زیان‌بار آن سخن گفته‌ایم.

  • روابط نامشروع

برخی دختران نیز ممکن است در تأمین نیازهای جنسی به خودارضایی اکتفا نکرده بلکه مبتلا به رابطه با جنس موافق یا مخالف شوند.

  • فال‌گیر و رمال

برخی به‌خیال اینکه بختشان بسته شده یا دعایی شده‌اند یا شخصی ایشان را سحر و جادو کرده، به‌سراغ دعانویسان و رمالان و فال‌گیران رفته و اسیر دام‌های مادی ایشان شده و الکی پول خود را به‌یغما می‌فرستند! و یا بدتر از این، گرفتار رمالان شیادی می‌شود که علاوه بر پول، عرض و پرده عفت ایشان را نیز می‌ربایند و…

برخی هم فکر می‌کنند رمال‌ها علم‌غیب دارند، پاسخ سؤال‌های عجیب‌غریبشان را هم از ایشان مطالبه می‌کنند… من کی ازدواج می‌کنم؟ شوهرم چه شکلی است؟ چه تحصیلاتی دارد؟ من فلانی را دوست دارم، آیا او هم به من علاقه دارد یا خیر؟ چه کنم فلان پسر عاشق من بشود؟ و… رمال بیچاره هم برای اینکه گذران زندگی کند و درآمدهای میلیونی‌اش را از دست ندهد، تیرهایی به تاریکی می‌اندازد و حالا چه کسی آنور تاریکی است که ببیند تیرها به هدف می‌خورد یا خیر، خدا می‌داند :(

  • زود بله گفتن

انتخاب همسربعضی از دختران نیز از ترس اینکه سرشان بی‌کلاه بماند و مبتلا به تجرد قطعی بشوند، یا به‌جهت اینکه پیش هم‌سن‌وسالان کم نیاورند، از سر عجله به اولین خواستگاری که آیفنشان را می‌زند بله گفته و بدون تحقیقات و شناخت کامل، خود را اسیر زندگی‌یی می‌کنند که به‌احتمال زیاد سراسر جنگ و دعوا و شاید آخرش هم حاضر شوند جمله «مهرم حلال جونم آزاد» را بر زبان جاری کنند!

برخی هم نهایتِ تحقیقشان این است که یک استخاره هم می‌گیرند!

اما عشق به ازدواج و در خانه نماندن، آنچنان چشم و گوششان را کر و کور کرده که واقعیت‌های اطرافشان را نمی‌بینند و حواسشان به این نیست مجردبودن بهتر از مطلقه‌بودن است!

ببینید: انگیزه‌های مثبت و منفی در ازدواج

نوشته‌های هم‌سو

پاسخ دهید